حضرت پادشاه

بسم رب الزهرا...

اگر تاحالا به دردت نخوردم ببخش

فقط ازت میخوام کمکم کنی از اینجا به بعد زندگیم رو برای زهرا ، به عشق زهرا نفس بکشم ، زندگی کنم ، بمیرم.

یا زهرا...


نوشته شده در جمعه 04/1/1ساعت 11:16 عصر توسط ژولیده نظرات ( ) |

بسم رب الزهرا...

با لطف خانوم فاطمه زهرا سلام الله علیها مراسم ازدواجمون در عتبات عالیات (نجف اشرف ، سالروز ازدواج حضرت زهرا و امیرالمونین علی بن ابی طالب علیه السلام) برگزار شد.

یا زهرا...

یا زهرا...


نوشته شده در شنبه 97/5/27ساعت 9:55 عصر توسط ژولیده نظرات ( ) |

بسم رب الزهرا

حضرت آقا ! والله و بالله ، تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون در رکاب شما هستم.

بسم الله و بالله

تا آخرش هستیم

اگر قرار علی کله پا بشه ! این ننگ برای منو امثال من رو پیشونیمون نوشته نمیشه که بگن اینا زنده بودنو برای علی این اتفاقا افتاد

یا زهرا...


نوشته شده در پنج شنبه 97/5/11ساعت 2:20 صبح توسط ژولیده نظرات ( ) |

بسم رب الزهرا...


هروقت یاد بچه های یمن میافتم ، حس میکنم خیلی نامردیه از خدا برا خودم چیزی بخوام !


یا زهرا...


یا زهرا...


نوشته شده در چهارشنبه 96/3/24ساعت 7:23 عصر توسط ژولیده نظرات ( ) |

بسم رب الزهرا...

یکی از رفقا یه دحتر خانومی رو بابت امر خیر به lما معرفی کرد
بنده خدا گفت خانواده دختر خانوم فقط دنبال یه پسر سالم ، با اخلاق ، مقید و متدین میگردن
و مادیات خیلی براشون اهمیت نداره


یا زهرا...

 

 

ماهم با دلی خجسته همراه خانواده مزاحمشون شدیم
زمانیکه وارد منزل دختر خانوم شدیم از وقتی سر صحبت باز شد حرف از پول و درآمد و خونه و ماشین بود !
وقتی همراه دختر خانوم بابت صحبت دونفره وارد اتاق شدیم
کلا حرفی از اخلاق و اعتقادات در میون نبود !
فقط آخر همه حرفا از من پرسید : آقا شما نماز میخونی ؟!

یا زهرا...


نوشته شده در سه شنبه 96/3/23ساعت 8:23 عصر توسط ژولیده نظرات ( ) |